روایتی است رازآلود و روانشناختی از فرار یک مادر و پسر نوجوانش از خشونت خانگی، که آنها را به مزرعهای دورافتاده در شهر گرگهالو میکشاند. اما این پناهگاه بهظاهر امن، بهزودی به صحنهای از توهمات، ارواح سرگردان و رازهایی تبدیل میشود که مرز میان واقعیت و خیال را در ذهن کامرون، پسر نوجوان، محو میکنند.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.